|
ماه جوانم از وقتی دانستم میان مردمی , هر کس را میدیدم سلامش میکردم
|
همین الان یه اس ام اس از یکی از اقوام بدستم رسید با این محتوا که: مریضی خطرناکی به نام تب کنگو از طریق گوشت آلوده چند روزه وارد مشهد شده. فعلا گوشت، جگر و غذاهای گوشتی نگیرید. چند نفر حتی پرستارای بیمارستان امام رضا به این دلیل فوت شدند. اطلاع رسانی نمائید... این اس ام اس فارغ از اینکه واقعیت داره یا نه* یک پیام دارد و آن این است که (غذاهای گوشی نگیرید!) گرچه با قیمتهای موجود عده کثیری توان گرفتن ندارند اما اینکه چرا اخیرا هرکی از راه میرسه (از رئیس جمهور گرفته تا همسایه اقدس خانم اینا) میگه فعلا خرید نکنید؟ میخواد جنسا ارزون بشه...؟! دلیل نوشتن این پست است. به خاطر دارم چند سال پیش دوستی که پدرش یک دامداری سنتی دارد. میگفت همیشه در برهه های مختلف اقتصادی این ما به تنهایی بودیم که زیر تصمیم و اشتباهات مسئولان له میشدیم. حالا تفاوتی که کرده این است که آن فشارهای کمر شکن به همه وارد میشود! چند سالی است مسئولین ارشد ادعای آغاز جراحی بزرگ در اقتصاد مریض کشورمون را کردند جراحی که به گفته خودشان تیغ و قیچی اش از سهمیه بندی بنزین و برداشتن یارانه ها نمایان است. اگر کارو کسب را به 3 دسته تولید، توزیع و خدمات تقسیم کنیم. در این جراحی بیشترین شُک به نظام... *:به نقل از شهرارا:مردم بايد دقت داشته باشند تا در هنگام خريد، گوشتي را خريداري كنند كه
مورد تاييد دامپزشكي باشد و در هنگام تكهتكهكردن گوشت نيز، مردم تا حد
امكان سعي كنند كمتر با ترشحات خوني گوشت تماس داشته باشند.
برچسبها: شرو ور ادامه مطلب [ بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
حاجی کوچولوی خانه بابا می گفت مدینه همه اش غربت است. غربتی خفه کننده... یک جشن تولد غریبانه هم دیروز داشتیم.
برچسبها: توسل [ بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
چهار تا جمعه هست و 365 روز سال... یک اردیبهشت است و12 ماه همین 4 روز رو باس واسه تمام سالت ذخیره کنی.. مگه دروغ میگم؟!
برچسبها: اهل تفکر [ نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
قسم خورده است هر امیدی که به غیر از حق باشد نا امید میکند میدانستی؟ پس چرا وقتی شنیدی فلانی، فلان کار از دستش برمیآید ته دلت داشتی ذوق مرگ میشدی؟! وسیله است؟ وسیله خلاف خواسته صاحبش عمل نمیکند! از ما گفتن به نفع خودته که زحمت بی خود نکشی. نچرخ و یک راست برو همانجا که باید... بفهم!
برچسبها: اهل تفکر [ نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
از تعطیلات نوروز به این ور 4-5 تا خبر مزدوج شدن شنیدم... همه شان به نوعی ماییه خوشحالی بودند الحمدلله برچسبها: اهل تذکر [ چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
[ یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
بعضیام کار خودشونو نمی فهمن که بعد از یک مکالمه کاملا رسمی می گن : بای!! پ ن: آره والا!
[ سی ام فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
دختره
داشت مثل ابر بهاری اشک میریخت . از هق هق گریه کم مونده بود خفه بشه و
نفسش بند بیاد که چرا دوست پسرش اونو با یه پسره دیگه دیده!!! هه ههه... بعد اینم مثلا نوعی از شرم و حیایس...!؟ یا ترس از از دست دادن جایگاه والا در چشم دوست پسر اولش!! بعدشم به زمین و زمان فحش میداد که تقصیر کی بود کی نبود!! که فلانی آمار بهمانی رو می گرفته و اون یک تو خط این یکی بوده!! بعد دوست دوست دختر فلان کس از بیرون رفتن دشمن دوست پسر بهمان کس اطلاع داشته!! که... به این میگن یه گفتگوی دانشجویی در یک محیط آکادمیک!!! خب این وسط الان گریه و زاری یعنی چی؟؟؟! +پناه ببریم به خدا
[ بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
فاطمه بهترین یاریگر من در راه بندگی و اطاعت از خداست [ بیست و سوم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
در تاریخ آمده که جلو درب خانه دخترش فاطمه میایستاد و با صدای بلند میگفت: السلام علیک یا اهل بیت النبوه در تاریخ آمده که همان دختر دست حسن و حسیناش را میگرفت به خانه بزرگان و شیوخ شهر میرفت. مگر غدیر را فراموش کردید؟ مگر دست بیعت ندادید؟ در تاریخ آمده با زینب به مزار شهدا میرفت و حمزه سید الشهدا را خطاب قرار میداد : برخیزید! برخیزید ! که شما آن روز ولی خدا را یاری کردید و امروز ولی خدا یاری ندارد.. در تاریخ آمده که درب خانه دختر رسول خدا را آتش زدند. دختری که پیامبر دشمن او را دشمن خود و دوست وی را دوست خود نامیده بود... پهلویش نه فقط از ضرب در که از دیدن دستهای بسته ولی خدا شکست... [ شانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
باید اعتراف کنم که دلم برای کلاه قرمزی تنگ شده...
[ شانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
نه یکبار، نه دوبار چندین بار با زبان های مختلف، یک مدلی که هم مردانه است هم بسیار لطیف و مهربانانه، حال و احوال می پرسد. همه چی خوبه؟ چطوره؟ .... خاطرش که جمع می شود می نشیند کنارت و مثل همیشه صحبتهای مطبوعاتیاش را شروع می کند. جوری که باز مطمئن میشوی که اگرهیچ احدی مطلبت را نخواند او با نگاه نقادانه ای زیر نظر داردش... میگوید چرا اسمت پای مطلب نبود؟ ولش نکنی بابا... این کتاب را بخوان مطالبش به درد بخور است. ازش بنویس. فلانی با فلانی مصاحبه کرده خواندی؟ این صفحه روزنامه هم... [ دوازدهم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
آغوش می گشاید.سرت را روی زانویش می گذارد. گویا از دل تنگ این روزهای دختر کاملا خبر دارد...
[ دوازدهم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
خانه خدا، به خاطر دارم اولین باری که عبارت "مسجد، خانه خدا است" را شنیدم حس خاصی داشتم. نمیدانم چند ساله بودم؟ اما یادم است همین جمله چند وقتی فکرم را به خودش مشغول کرده بود... یعنی خدای لامکان و لازمان یک جایی ، در همین محله خودمان برای خودش بنا کرده..یک جایی که یاد خدا آسان باشد گرچه متاسفانه اهل مسجد نبودنم بالای تمام بدبختیهای دیگر گریبانگیرم است اما حقیقتا یکی از قشنگ ترین و آرامش بخش ترین حس هایی که بعد از کوچ به خانه جدیدم، به قول مادربزرگ "خانه شوهر"م دارم همین وجود یک خانه خدا، یک مسجد در چند قدمی محل سکونت است. یک خانه خدا که به نام دختر پیامبرش مزین است [ هشتم فروردین 1391 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
من امروز اعتراف میکنم اعتراف میکنم به اینکه حرف مفت میزدم که میشود دل کند از چیزهایی که وقتی مجرد بودم میدیم بعضی عروسها دغدغه اش را دارند و دلشان میخواهد داشته باشند.. من حرف مفت میزدم که : این چیزها کم ارزش و فانی است و من قادر هستم بدون دل بستن به آن ها عروس باشم...
برچسبها: اهل تذکر [ بیست و نهم بهمن 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
[ بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
بعضي ها متكبرتر از اون هستند كه به وبلاگ زير دستان شان سر بزنند... +دلم يك معلم خاكي مي خواد
برچسبها: اهل تذکر [ بیست و سوم بهمن 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
اه اه اه(با فتحه الف) یا من زیادی خوش خیالم. یا اونا زیادی احساس خطر میکنند. یا یه عده میخوان با ریختن روان ما تو فرقون حال خودشون رو ببرن. خلاصه که هرچی هست دستهای عجیبی پشت پرده است که چند ساله دوربر تقویم امروز که میرسه ایمیلها از کار میافته.. [ بیست و دوم بهمن 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
من امروز وقتی آدرس فایلهای صوتی شعرخوانی عربها را واسه دوستی فرستادم فهمیدم که وب سایت رهبری (http://khamenei.ir/) در کشور سعودی فیلتر است.
[ نوزدهم بهمن 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
دلم روضه میخواهد. روضه حضرت رسول(ص)... روضه ای که بشود در تاریکی چراغ های خاموشش چادر روی صورت انداخت و هق هق گریه راه انداخت... وای بر زمین که بعد از تو دیگر خدا با ساکنانش سخن نگفت... دلم اشک میخواهد. اشکی که شهادت دهد شرم و شرمندگی شنیدن توهینها و نا حقها علیه برگزیده برگزیدگان...
برچسبها: توسل [ بیست و نهم دی 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
امروز با دیدن تصویر و شنیدن صداش آرامش گرفتم.. شکر به خاطره این تقویم... شکر به خاطر این آرامش...
برچسبها: اهل تذکر [ نوزدهم دی 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
" الهی خدا این چند لقمه رو که اینجا کم کردم رو هزار برابرش کند و به سفرهات برگرداند... الهی خدا برکت بده.." اینها را پیرزن با صدای لرزانش زیر لب گفت، وقتی به خاطره کهولت سن و بیماری مجبور بود چند روزی مهمان خانه پسرش باشد... ++ومن نعمر ننکسه فی الخلق افلا یعقلون
برچسبها: اهل تفکر [ نوزدهم دی 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
[ نوزدهم دی 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
و این حکمت کاری بود که بر آن شکیبایی پیشه نکردی.... این را قرآن گفت وقتی دخترک از آشفتگیهای دلش به خدا پناه برد و قرآنش را باز کرد...
برچسبها: اهل توکل [ هفدهم دی 1390 ] [ ] [ نرگس رضاپور ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |